خواستگاری خر - تاریخ: 1391/10/21 ساعت: 0:04
خری آمد بسوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش برو امشب برایم خواستگاری اگر تو بچه ات را دوست داری خر مادر بگفتا ای پسر جان تو را من دوست دارم بهتر از جان ز بین این همه خرهای خوشگل یکی را کن نشان چون نیست مشکل خر از شادمانی جفتکی زد کمی عرعر نمود و پشتکی زد بگفت مادر به قربان نگاهت به قربان دو چش...
حافظ - تاریخ: 1391/10/20 ساعت: 23:53
نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس گفتم: سلام حافظ  گفتا : عليک جانم گفتم: کجا روي؟ گفت والله خود ندانم گفتم : بگير فالي گفتا نمانده حالي گفتم: چگونه اي؟ گفت: در بند بي خيالي گفتم که تازه تازه شعر و غزل چه داري؟ گفتا که مي سرايم شعر سپيدباري گفتم: ز دولت عشق، گفتا: کودتا ش...